تبليغاتX
زندگی دوست داشتنی

زندگی دوست داشتنی

بازديد كنندگان عزيز براي دسترسي به مطالب سايت روي name of post كليك كنيد

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام


چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده‌ام


دست رغبت کس نمی‌سازد به سوی من دراز


چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده‌ام


اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی


نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتاده‌ام


عقده‌ای هرگز نکردم باز از کار کسی


در چمن بیکار چون دست چنار افتاده‌ام


نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست


گوییا آیینه‌ام در زنگبار افتاده‌ام


همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست


دور از مژگان ابر نوبهار افتاده‌ام


من که صائب کار یکرو کرده‌ام با کاینات


در میان مردم عالم چه کار افتاده‌ام؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

دل گرفتگی

 

چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد
چه شبی بود و چه روزی افسوس
با شبان رازی بود
روزها شوری داشت
ما پرستوها را
از سر شاخه به بانگ هی ، هی
می پراندیم در آغوش فضا
ما قناریها را
از درون قفس سرد رها می کردیم
آرزو می کردم
دشت سرشار ز سبرسبزی رویا ها را
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
از دلم رست گیاهی سرسبز
سر برآورد درختی شد نیرو بگرفت
برگ بر گردون سود
این گیاه سرسبز
این بر آورده درخت اندوه
حاصل مهر تو بود
و چه رویاهایی
که تبه گشت و گذشت
و چه پیوند صمیمیتها
که به آسانی یک رشته گسست
چه امیدی ، چه امید ؟
چه نهالی که نشاندم من و بی بر گردید
دل من می سوزد
که قناریها را پر بستند
و کبوترها را
آه کبوترها را
و چه امید عظیمی به عبث انجامید
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا
زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

چرا

 هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن ! هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن ! هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن ! هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن ! هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی ! هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن ! هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن ! معلوم نیست تو این دنیای بزرگ چی كار كنیم كه همه از همدیگه خوششون بیاد . معلوم نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

داستان شفاعت حضرت عیسی از شیطان به نقل از آیت الله بهجت


جهان: داستان شفاعت حضرت عیسی از شیطان به نقل از آیت الله بهجت -

جهان: داستان شفاعت حضرت عیسی از شیطان به نقل از آیت الله بهجت

شیخ العرفاء، فقیه فقها، حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی (قدس الله نفسه الزّکیه) به مناسبتی فرمودند: در انجیل برنابا ـکه اقرب اناجیل به صحت است‌ـ نوشته شده که حضرت عیسی(ع) برای ابلیس شفاعت کرد: «خدایا این مدت‌ها عبادت تو را می‌کرد، تعلیمات می‌کرد، بیا از گناهانش بگذر»! با این‌که از زمان آدم تا زمان عیسی(ع) چه کارها، چه فسادها کرده بود. این چه نوری است که حتی به این هم ترحم کرد (که گفت): خدایا از تقصیراتش بگذر! (خداوند) فرمود: بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین، بیاید بگوید: «اخطأت فارحمنی» بیاید این دو کلمه را بگوید.

حضرت عیسی(ع) خیلی خوشحال شد که کاری در عالم انجام داد، یک کاری که دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه می‌شود و وساطتش اثر کرد، قبول شد. از همان راهی که داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم! گفت: از این حرف‌ها زیاد است. حضرت عیسی(ع) گفت: تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی می‌کنی، حریص می‌شوی کار را بفهمی. گفت: من به تو می‌گویم اعتنا به این حرف‌ها نداشته باش، از این حرف‌ها زیاد است. گفت: تو خبر نداری (خداوند) می‌خواهد تمام این مفاسد با دو کلمه خلاص شود. گفت: بگو ببینم چه بوده است. گفت: اینکه تو بیایی و در محضر الهی بگویی: خدایا! أخطأت فارحمنی، من اشتباه کردم، تو ببخش. ببینید چقدر ما به خودمان ظلم می‌کنیم که به سوی خدا نمی‌رویم، به سوی چه کسی می‌رویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی که می‌دانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو. شیطان گفت: نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه کردم! تو ببخش! چرا! به جهت این‌که لشکر من از او زیادتر است! آن ملائکه‌ای که با من سجود نکردند و تابع من شدند، آن‌ها لشکر من هستند! شیاطین هم لشکر من هستند، آن اجنه‌ای هم که ایمان به خدا نیاوردند، لشکر من هستند، تمام بت‌پرست‌های بشر، لشکر من هستند!

شیطان به زیادتی لشکر در روز قیامت می‌خواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و کمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنم می‌گوید: «هل من مزید» (سوره مبارکه ق، آیه شریفه 30). آن وقت شیطان می‌خواهی با زیادتی لشکر کار بکنی! بله، لشکر تو زیاد است، (اما) جهنم جایشان می‌شود، جهنم نمی‌گوید: اتاق نداریم جهنم می‌گوید: هرچقدر هست بیاورید، «هل من مزید»، یعنی این‌که بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید، جا داریم! حضرت عیسی(ع) گفت: برو ملعون! نتوانستم برای تو هم کاری بکنم. تو می‌گویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

فکرش رو بکن تو ایران هم تنبیه دخترا هم وجود داشت؟!


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

مرگ زودرس مردانی که همسران بسیار زیبا دارند----اگه روزی بیاد که ازدواج با دخترای زیبا از مد بیافته!

جهان: مرگ زودرس مردانی که همسران بسیار زیبا دارند - یک بررسی علمی نشان می‌‌دهد، مردانی که همسران زیبا دارند. عمرشان کوتاه‌تر است.
براساس این بررسی که بر روی سه‌هزار و 509 مرد که همسران‌شان زیبا هستد، انجام شده، هر چه زیبایی زنان بیشتر باشد، مرد آنها در سن پایین‌تری از دنیا رخت بربسته است.

این بررسی نشان می‌دهد حتی زنانی که فقط 20درصد از زیبایی بهره داشته‌اند، در ابتدای زندگی یا اواسط آن بیوه شده‌اند. برخلاف آن، زنانی که از زیبایی ، بهره کمتری برده‌اند، شوهران آنها عمر بیشتری نسبت به شوهران زنان زیبا داشته‌اند.

این بررسی نشان می‌‌دهد، 80 درصد مردانی که از همسران زیبایی برخوردار هستند در قبال آنها مسئولیت سنگینی را در خانه و محل کار و خیابان بر دوش دارند.

در این رابطه نیز روانشناسان معتقدند، به گمان برخی افراد، خوشبختی و آسایش درونی ، بستگی خاصی به زیبایی دارد. اما برعکس این قضیه مردان زیادی هستند که نسبت به واکنش دیگران به همسران زیبارویشان حسادت نشان می‌دهند و در واقع با دو مسئله در آن واحد مواجه هستند و نمی‌توانند آن دو را (زیبایی و خوشبختی) را از هم جدا کنند. اما این کافی نیست، بلکه باید زنان به ویژگی‌های دیگری نیز مزین باشند که به شخصیت آنها وابسته است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

فرانسه: عکس عریان همسر سارکوزی در حراجی

فرانسه: عکس عریان همسر سارکوزی در حراجی - در واکنش به خبر حراج عکس همسر نیکلا سارکوزی، یک منبع در کاخ الیزه اعلام کرد: سارکوزی مشکلی با این قضیه ندارد و معتقد است عکس‌های جالبی از همسرش منتشر شده است.

به نقل از دیلی میل، عکس عریان همسر نیکلا سارکوزی 5 ژوئن در حراجی برلین و در برنامه‌ای برای فروش عکس‌های مدرن و معاصر به حراج گذاشته می‌شود. این عکس در سال 1994 و هنگامی که او 26 سال داشت و در اوج شهرت خود به عنوان مانکن و نامزد ستاره راک بود، گرفته شده و تنها 10 نسخه از این عکس تا به حال به چاپ رسیده است. این، آخرین عکس افشا شده همسر رییس‌جمهور فرانسه است.

دیلی میل در ادامه گزارش خود افزوده است این در حالیست که انتظار می‌رود طرحی دیگر با پوشش نامناسب از همسر سارکوزی، در ماه آینده به حراج گذاشته شود.

یک منبع در کاخ الیزه در گفتگو با پایگاه خبری "ال پست نیوز" فرانسه می‌گوید: او (سارکوزی) مشکلی با این قضیه ندارد و معتقد است عکس‌های جالبی از همسرش منتشر شده است. دیلی میل در ادامه آورده است که سارکوزی اعلام کرده: «من هم ممکن است که عریان باشم! اما عکس‌های من به فروش گذاشته نمی‌شود اما او مانکن زیبایی است و عکس‌های او واقعاً لیاقت لقب هنرمندانه! را دارد.»
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

عقبی: زنی که از دو پستانش آویزان شده بود

عقبی: زنی که از دو پستانش آویزان شده بود - حضرت علی(ع) می‌فرمایند: من و فاطمه(س) به محضر مبارک رسول خدا(ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم. به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت، چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟ حضرت فرمود: ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم. از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم. 

عقبی: زنی که از دو پستانش آویزان شده بود

بعد فرمود :
1- زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید.
2- زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود و حمیم در حلق او می ریختند.
3- زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.
4- زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.
5- زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.
6- زنی را دیدم کر و کور و لال، در حالی که در تابوتی از آتش، مغز سرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص بود.
7- زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالی که در تنوری از آتش بود.
8- زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهایی از آتش جدا می‌کردند.
9- زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته، در حالی که روده هایش را می‌خورد.
10- زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.
11- زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند.

بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است؟

رسول خدا (ص) فرمود :
آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی‌پوشانید.
آن زنی که به زبانش آویزان بود، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرد.
اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد، بدنش را برای مردم زینت میکرد.
آن زنی که به پاهایش آویزان بود، برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد.
اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود، از همبستر شدن با شوهرش خودداری میکرد.
آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می‌کرد و رعایت پاکی و نجسی را نمی‌نمود و همچنین با لباس نجس و کثیف بود و پس از جنابت و حیض غسل نمی کرد و در نمازش سستی میکرد.
اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه‌دار میشد و به شوهرش نسبت می‌داد.
آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند، خود را بر مردان عرضه میکرد.
اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت، در حالی که روده‌هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود.
آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود.
آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود.

آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد.
عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 249 ، بحارالانوار جلد 103 صفحه 246

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

اسراییل: مانکن اسرائیلی: اسرائیل براى من ارزشی ندارد !!!!

اسراییل: مانکن اسرائیلی: اسرائیل براى من ارزشی ندارد

اسراییل: مانکن اسرائیلی: اسرائیل براى من ارزشی ندارد - بار رافائیلى مانکن اسراییلى طى سال گذشته به شهرت محلى و بین المللى دست یافت زیرا اسراییلى ها او را عامل انفجار خود تلقى کردند، ولى رافائیلى همچون بسیارى از جوانان یهودى که آینده خود را در درون کشور عبرى نمى یابند، ترجیح داد در لس آنجلس اقامت گزیند.

به گزارش روزنامه الحیات وی در اولین مناسبتى که به دست آورد، دیدگاه خود را بیان نمود، سخنان او براى اسراییلى ها نه فقط شگفت انگیز که به شدت آسیب رسان بود. او گفت: اسراییل براى من ارزشی ندارد و براى این که تاکید کند که سخن او لغزش زبان نیست در ادامه گفت: بزرگترین شانسى که آوردم این است که وارد ارتش نشدم. آیا در میان شما کسى وجود دارد که به من بگوید چرا یک جوان هجده ساله در جنگ گذشته با لبنان باید کشته شود؟ چرا جوانان باید بمیرند؟ به خاطر کشور اسراییل؟ به خاطر این که در این کشور زندگى کنیم؟ میان زندگى در اوگاندا و اسراییل چه تفاوتى دارد و چرا بهتر آن نباشد که در نیویورک زندگى کنم. اسراییل براى من اصلا اهمیت ندارد.

اظهارات مانکن اسراییلى در زمانى عنوان شد که آژانس یهود و فرماندهان ارتش و رهبران دولت به شدت به رویارویى با پدیده از بین رفتن هیجان و حماسه جوانان اسراییلى مشغول بودند زیرا این پدیده از نظر آن ها بزرگترین خطر براى آینده کشور عبرى محسوب مى شود.

موضع رافائیلى یک موضع منفرد نیست و نسبت زیادى از جوانان درون اسراییل و اروپا و امریکا با نظر رافائیلى موافقت دارند. نظر سنجى ها و بررسى هاى متعدد روشن ساخته که نسبت چندان کمى از جوانان یهودى به داشتن گرایش به کشور عبرى تمایل نشان مى دهند و موجودیت اسراییل براى آن ها، مهم نیست. میان یهودیان امریکا این یک موضع عام است و میان جوانان زیر ۳۵ سال یک دیدگاه ویژه است. برخى پژوهش ها از ترک دین یهود توسط جوانان صحبت به میان آورده اند و در برخى پژوهش ها نسبت به اضمحلال یهودیان امریکا نیز ابراز نگرانى شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

ایران: مرگ 2 زن در هر روز زیر تیغ جراحی های زیبایی

ایران: مرگ 2 زن در هر روز زیر تیغ جراحی های زیبایی - دردسرهای زیباتر شدن: جراحی زیبایی همچنان قربانی می‌گیرد.

در ایران جراحی‌های زیبایی چند سالی است در کنار دیگر اقلام لوکس وارد سبد خانوار خانواده‌ها شده و در کنار هزینه‌های زیادی که به خانواده‌ها تحمیل می‌کند، عوارض زیادی نیز به دنبال داشته و سلامت افراد را به خطر می‌اندازد. دکتر عبدالجلیل کلانتر هرمز، رییس اسبق انجمن جراحان پلاستیک کشور در گفتگو با یکی از روزنامه‌های اقتصادی صبح کشور اعلام کرده که 50 درصد پرونده‌های موجود در دادسراها مربوط به عمل‌های زیبایی بوده و 15درصد پرونده‌های مذکور شکایت از افرادی است که پزشک نیستند و با تبلیغات گمراه‌کننده اقدام به جذب مشتری و عمل‌های زیبایی می‌کنند و این موضوع در ابعادی گسترده بروز خطاهای پزشکی و متعاقب آن صدمات بدنی را دامن می‌زند. البته این گونه خطاها در عمل‌های زیبایی به عوامل دیگری نیز بستگی دارد که مکان‌های انجام عمل جراحی از مهم‌ترین آنها است. وی معتقد است که مرگ و میر، آسیب‌های جدی جسمی ‌و روحی و صرف هزینه‌های سرسام آور از جمله مهم ترین عوارض است. گروهی از بیماران بدون مطالعه و بررسی دقیق تنها به توصیه دوستان و آشنایان یا به خاطر چشم و هم‌چشمی‌ به پزشکان مراجعه می‌کنند که این دسته از بیماران بعد از عمل جراحی یا در طول درمان گرفتار عارضه‌های دیگر می‌شوند.

خطر مرگ
عبدالرضا کردی، استاد دانشگاه تهران دو سال پیش با اشاره به افزایش تمایل افراد به انجام جراحی زیبایی، می‌گوید: «هر روز به طور میانگین دو زن در ایران زیر تیغ جراحی‌های زیبایی جان خود را از دست می‌دهند.» وی پایین بودن اعتماد به نفس، وجود فضاهای مجازی در جامعه، بی‌هویت شدن آدم‌های مجازی، پایین آمدن کیفیت زندگی و افزایش کمیت آن را از مواردی ذکر کرد که گرایش به نیازهای کاذب در جامعه به‌ویژه در میان نسل جوان را سبب شده است. آماری که کردی اعلام کرد را می‌توان تنها آمار اعلام شده در این زمینه دانست. البته ‌این نوع جراحی‌ها تنها به یک قشر منحصر نشده بلکه پیر و جوان، فقیر و غنی و تحصیل کرده و بی سواد را تحت تاثیر قرار داده به نحوی که سه سال پیش خبری مبنی بر فوت همسر یکی از مسوولان کشوری زیر تیغ جراحی زیبایی از نوع لیپوساکشن منتشر شد که این موضوع می‌تواند گواه بر همه‌گیر شدن این نوع جراحی‌ها باشد.

زیبایی‌هایی که گران تمام می‌شود.
در یکی از پرونده‌های موجود در دادسراهای پزشکی آمده است؛ زن جوانی که برای برداشتن چربی‌های بدنش، خود را به تیغ جراحی سپرده بود، پس از عمل لیپوساکشن جان باخته است. شوهر این زن درباره مرگ همسرش به بازپرس دادسرا گفته حدود هفت سال پیش با همسرم ازدواج کردم، او پس از دو بار زایمان، از اینکه به شدت چاق شده بود، احساس نارضایتی می‌کرد، سرانجام به اتفاق همسرم به کلینیک پزشک به اصطلاح متخصص زیبایی رفتیم و پزشک هم به همسرم گفت چربی‌های بدن شما زیاد است و باید با سوزن برداشته شود. بعد هم قرار شد با دریافت چهار میلیون تومان این عمل را انجام دهد، همه چیز در مدت یک ساعت آماده شد و همسرم به اتاق عمل رفت؛ اما با گذشت چهار ساعت از او خبری نشد، تا اینکه پزشک جراح با دستپاچگی نزد من آمد و گفت بیمار باید هرچه سریع‌تر به بیمارستان منتقل شود، سپس با آمبولانس او را به بیمارستان منتقل کردند اما همسرم پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخت.

چند ماه پیش نیز رسانه‌ها خبر از آن دادند که یک متخصص گوش و حلق و بینى به علت قصور در جراحى زیبایى باشکایت پنج تن از بیمارانش به پرداخت دیه محکوم شد. این پزشک یکى از بیمارانش را هفت بار تحت عمل جراحى قرار داده بود اما بینى دختر دانشجو به طور کامل از بین رفت. به همین علت او بینى خود را هفت بار دیگر به تیغ جراحان سپرد. این دختر که گلناز نام دارد، گفت:«از مدت‌ها پیش وسوسه شده بودم، بینى‌ام را عمل کنم. یکى از دوستانم که از تصمیم من با خبر شده بود، نشانى یک پزشک متخصص گوش و حلق و بینى را در اختیارم گذاشت و گفت: «جراحى زیبایى این پزشک از هر نظر قابل تأیید است.» بنابراین پس از دریافت وقت پیشى به مطب وى رفتم. آقاى دکتر پس از انجام معاینات لازم، زمان عمل جراحى در مطبش را تعیین کرد. یک هفته پس از عمل جراحى وقتى پانسمان بینى‌ام را باز کردم، متوجه‌ هاله‌اى از کبودى در اطراف وروى بینى‌ام شدم. اما پزشک جراح گفت که این کبودى‌ها، به زودى از بین می‌رود و هیچ جاى نگرانى نیست. چند روز بعد به دلیل آنکه شکل بینى‌ام به همان صورت باقى مانده بود، دوباره به پزشکم مراجعه کردم. این بار او سعى کرد تا کبودى‌هاى روى بینى‌ام را بر طرف کند اما ناگهان بخشى از پوست ومحل جراحى کاملاً کنده شد. در همین هنگام پزشک چاره‌اى اندیشید. او در یک عمل جراحى دیگر عصب گوش چپم را به بینى‌ام پیوند زد اما این راه حل هم کارساز نشد. به‌ این ترتیب او مرا پنج بار دیگر به بهانه‌هاى گوناگون تحت عمل جراحى قرار داد. سرانجام، پس از یک سال به دلیل آنکه درمان‌هاى این پزشک بى نتیجه مانده و ظاهر صورتم نیز به شدت به هم ریخته بود، تصمیم گرفتم تا به پزشک دیگرى مراجعه کنم. پزشک با تجربه، پس از معاینه ام گفت که پزشک پیشى نوک بینى ات را بیش از اندازه نازک کرده که همین عمل به قطع عصب بینى و کنده شدن آن انجامیده است.» این دختر جوان ادامه داد: «سرانجام پزشک معالج فعلى‌ام نیز طى هفت بار جراحى قسمتى ازاستخوان بازوى راستم را به بینى‌ام پیوند زد. حال آنکه براى بهبودى کامل هم باید هشت بار دیگر جراحى شوم.» مشابه چنین پرونده‌هایی در دادسرای جرایم پزشکی و دادگاه‌های عمومی ‌و جزایی زیاد است.

تمایل افراد به انجام جراحی زیبایی در جامعه ما بسیار زیاد شده و روز به روز در حال گسترش بیشتری است. جوانان و نوجوانان به سبب گرایش‌ها و اقتضای سنی خود و با صرف هزینه‌های گزاف و قبول عواقب جسمی، روانی و حتی جانی درصدد کسب مقام بهتر در این مسابقه زیبایی هستند. حدود ?? درصد بیمارانی که بینی‌شان را عمل می‌کنند، دچار مشکل تنفسی می‌شوند و اگر در جریان یک جراحی بینی اشتباهی رخ دهد و تیغ جراحی لحظه‌ای دچار انحراف شود، بیمار تا پایان عمر با مشکلات تنفسی روبه رو خواهد شد. مشکلات تنفسی، خواب آلودگی، خواب منقطع، خستگی و خشکی دهان به هنگام بیدار شدن از جمله عوارض یک اشتباه کوچک در عمل جراحی بینی است. پزشکان ایرانی چندی پیش در کنگره جراحان گوش، حلق و بینی اعلام کردند که به دلیل تبلیغات زیاد و تمایل فراوان افراد به انجام عمل جراحی تعداد متقاضیان زیبایی بینی در ایران بسیار بیشتر از دیگر کشورهای جهان است. اما آنچه که جای سوال است سکوت مسوولان در قبال آمارهای مرگ و میر متقاضیان جراحی زیبایی است، آماری که از 120 تا730 نفر در سال ذکر شده و اعلام شفاف آن و اطلاع رسانی درباره عواقب جراحی‌های زیبایی بینی می‌تواند به کاهش چشم‌گیر حجم انبوه متقاضیان این اعمال منجر شود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

شباهت مرد دو هزار چهره مهران مدیری با کمدی های خارجی

ایران: شباهت مرد دو هزار چهره مهران مدیری با کمدی های خارجی - برخی صحنه های سریال طنز مرد دوهزار چهره کپی برداری از یک فیلم کمدی با بازی جیم کری بوده است. در بخش هایی از سریال نیز شباهت زیادی با فیلم "سفر مستر بین به آمریکا" وجود دارد.

یک بلاگر ساکن مالزی در وبلاگ خود مدعی شد مرد هزار چهره و سریال طنز مرد دوهزار چهره که ادامه دهنده این طنز است یک کپی برداری از نسخه ای خارجی است. این وبلاگ نویس در مطلب خود در این خصوص نوشته است: تم کلی داستان که گفته میشه از کتاب یک نویسنده کشور ترکیه گرفته شده است. برخی صحنه های سریال طنز مرد دوهزار چهره کپی برداری از یک فیلم کمدی با بازی جیم کری بوده است. در بخش هایی از سریال نیز شباهت زیادی با فیلم "سفر مستر بین به آمریکا" وجود دارد.

پی نوشت: مثلا آن قسمتی برای کار از پله ها بالا میرفتند و صف متقاضیان و بردن وی از میان صف دقیقا کپی فیلم جیم کری بود. اگر این فیلم در آمریکایی بود حتما بخاطر کپی برداری مجبور به پرداخت خسارت میشد. صحنه ایی که از پشت شیشه او را کنترل میکنند و او مسخره بازی در میاورد کپی شده از فیلم مستر بین بود و ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

از دست این چینی ها!!!

چین: حمام کردن در وان با شیر دوشیده زن

چین: حمام کردن در وان با شیر دوشیده زن - یک مادر چینی که بعد از تولد نوزادش مقدار زیادی شیر دارد، هر روز با شیر اضافه خود نوزادش را حمام می کند. به گفته این مادر او روزانه حدود 2 لیتر شیر دارد و این مقدار شیر برای تغذیه دخترش که 6 هفته از تولدش می گذرد خیلی زیاد است. به همین علت او هر روز با اضافه شیر خود نوزادش را در وانی از شیر حمام می کند.

چین: حمام کردن در وان با شیر دوشیده زن شیر مادر سینه زن پستان زن حمام کردن دختر

سینه زن سینه دختر پستان زن پستان دختر شیر مادر پوست حمام کردن وان حمام شیردهی دوشیدن شیر
این خانم که به پیشنهاد مادرش تصمیم به این کار گرفته است می گوید در این مدتی که نوزاد را با شیر خودش حمام می کند پوست دخترش خیلی نرم و روشن تر شده و هر روز سفیدتر می شود.

مادر نوزاد می گوید تصمیم دارد با شیر اضافه اش مسوولیت شیر دادن به چند نوزاد دیگر را قبول کند تا استفاده بهتری داشته باشد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

تمسخر مجدد آذری‌زبان‌ها توسط اصلاح‌طلبان (فیلم)



تمسخر مجدد آذری‌زبان‌ها توسط اصلاح‌طلبان (فیلم) -

پس از لطیفه گویی و توهین رئیس جمهور سابق ایران "محمد خاتمی" درخصوص آذری زبان ها این بار یکی دیگر از سران صلاح طلب برای بار دوم به توهین اصیل ترین و پرافتخارترین اقوام ایران اسلامی یعنی آذری زبانها پرداخته و آنها را به سخره گرفتند.

به گزارش برنا، پس از آنکه فیلم لطیف گویی سید محمد خاتمی (رئیس جمهور سابق) در رابطه با هموطنان آذری زبان موجی از اعتراضات را ایجاد نمود، این بار فیلم مصطفی کواکبیان که هم اکنون رئیس ستاد مردمی میرحسین موسوی و نماینده اصلاح طلبان سمنان در مجلس شورای اسلامی است به لطیفه گویی و تمسخر هموطنان آذری زبان می پردازد.

انتشار فیلم های متعدد از لطیفه گویی سران اصلاح طلب راجع به هموطنان آذری زبان در حالی صورت می گیرد که این طیف دائما در شعار های خود دم از احترام به اقوام مختلف می زنند و میرحسین موسوی تلاش زیادی را در روزهای اخیر برای جلب آرای هموطنان آذری زبان انجام داده است.   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

عجب؟

اخراج استاد دانشگاه به دلیل آنکه نگذاشت دخترها بر روی روپوش آزمایشگاه چادر بپوشند

عکس دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان
از لاهیجان : یکی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان از این واحد اخراج شد . علت اخراج این استاد آن بود که به دو دختر دانشجویی که اصرار داشتند بر روی روپوش سفید آزمایشگاه چادر سیاه بپوشند اجازه این کار را نداده بود . طبق قانون آزمایشگاه در همه دنیا در آزمایشگاه باید روپوش سفید مخصوص آزمایشگاه پوشیده شود . دو دختر دانشجو پس از این که حاضر نشدند چادر خود را سر کلاس درس بردارند و با روپوش سفید در آزمایشگاه حاضر شوند توسط استاد از کلاس درس اخراج شدند . این دو دختر پس از اخراج از کلاس به رئیس دانشگاه مراجعه کردند و ماجرا را تعریف کردند . رئیس دانشگاه دستور داد همان لحظه دختران با چادر سیاه به کلاس آزمایشگاه بازگردند و استاد دانشگاه نیز به دلیل این رفتار از دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان اخراج شد . گزارش رسیده از لاهیجان حاکیست این دو دانشجو دختر از نظر نمرات درسی در سطح ضعیفی هستند و چند بار مشروط شده اند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط محمد جواد  | 

دختر 16 ساله ای در نکا ( استان مازندران) اعدام شد؟

يک دختر نوجوان ۱۶ ساله به نام آتفه رجبی ، فرزند قاسم به جرم انجام اعمال منافعی عفت در شهرستان نکا در استان مازندران ، در خيابان ۳۰ متری واقع در خيابان راه آهن اعدام شد .
اين حکم بنا به درخواست شخص رئيس دادگستری نکا و تائيد ديوان عالی کشور و موافقت رئيس قوه قضائيه انجام گرفت.
اين اعدام در حالی صورت گرفت که سن اين دختر نوجوان در شناسنامه ۱۶ سال می باشد اما دادگستری شهرستان نکا سن وی را ۲۲ سال اعلام نمود .

اين دختر نوجوان ۳ ماه پيش در هنگام حضور در دادگاه به رئيس دادگاه نکا ، حاجی رضاِ ، که رئيس دادگستری نکا نيز ميباشد بخاطر خشم فراوان چند ناسزا گفت و گفته ميشود وی در دادگاه بعنوان اعتراض بخشی از لباسهايش را نيز درآورد . اين حرکت دختر نوجوان خشم رئيس دادگستری را برانگيخت و شخصا پرونده وی را پيگيری کرد و در مدتی کمتر از ۳ ماه تائيد حکم اعدام آتفه را از ديوان عالی کشور گرفت. خشم و کينه حاجی رضاِ ، رئيس دادگاه آنچنان شديد بود که خود طناب را بر گردن اين دختر 16 ساله انداخت و جرثقيل با اشاره دست وی طناب را بالا کشيد.
گفتنی است با اينکه طبق قوانين جزائی جمهوری اسلامی گرفتن وکيل برای متهمين ، حتی اگر متهم تواناِئی مالی آنرا نداشته باشد الزامی است ، اما اين دختر نوجوان در جريان دادگاه خود از هيچگونه وکيلی برخوردار نبود و پدر نامبرده در سطح شهر نکا با چشمان گريان اقدام به جمع آوری کمک مالی از مردم نموده و اعلام ميداشته که ميخواهد وجه مورد نظر را برای گرفتن وکيل استفاده نمايد تا حداقل لايحه دفاع از دخترش را بنويسد.
در همين حال جسد اين دختر همان روز به خاک سپرده شد اما در همان شب توسط افراد ناشناسی جسد از داخل قبر بيرون آورده و ربوده شد .
هنوز هيچ دليلی برای اينکار پيدا نشده است و خانواده رجبی اقدام به شکايت نموده و خواستار پی گيری اين واقعه شده اند.
لازم به ذکر است مردی که همراه اين دختر ۱۶ ساله دستگير شده بود تنها به ۱۰۰ ضربه شلاق توسط حاجی رضاِ محکوم شده بود و پس از اجرای حد اسلامی آزاد گرديد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

نمايش ابتذال در خيابان ميرداماد درشام غريبان حسيني

روزنامه جمهوری اسلامی امروز در گزارشی مصور به تجمع عده‌ای پسران و دختران بدحجاب در میدان محسنی (میرداماد) در شام غریبان پرداخته است.متن کامل این گزارش به شرح زیر است:
«در شام غریبان اباعبدالله الحسین (ع) كه میلیونها ایرانی سیاهپوش در ماتم سیدالشهدا(ع) و مظلومیت حضرت زینب (س) و اهل بیت امام حسین (ع) و شهدای كربلا به سوگواری و عزاداری پرداختند ، جمعی از دختران و پسران لاابالی در میدان محسنی و خیابان میرداماد تهران تجمع كردند و با روشن كردن شمع ، سوت و كف زده و هلهله سردادند.
در این مراسم مبتذل كه شبیه یك پارتی بزرگ خیابانی بود ، دختران و زنان بدحجاب و بی حجاب با لباسهای مستهجن و چسبان و روسری های توری و پسران لاابالی با تیپ های غربی در غروب عاشورا و شام غریبان حسینی به وقیح ترین وضع ، اعتقادات و مقدسات مسلمانان را مورد تمسخر و توهین قرار دادند.
نیروی انتظامی به جای برخورد با این برنامه مختلط دختران و پسران معلوم الحال از ساعت  18  غروب روز عاشورا ، خیابان میرداماد از حدفاصل بزرگراه مدرس تا خیابان شریعتی و چهار خیابان دیگر منتهی به میدان محسنی را بسته بود. این اقدام ، زمینه را برای یكه تازی عده ای از اراذل و اوباش در این منطقه فراهم ساخت .
حدود ساعت  19  قریب به  500  دختر و پسر كه در میدان محسنی تجمع كرده بودند ، از طریق تلفن همراه با دوستان خود ارتباط برقرار كرده و به تدریج ، بر شمار تجمع كنندگان افزوده شد.
دختران و پسران جوان بدون توجه به مراسمی كه در ضلع شرقی میدان محسنی از طرف گروهی با عنوان « هیات مكتب الشهدا » برگزار شده بود ، در خیابان اطراف میدان محسنی به صورت جمع های سه ، چهار نفری گردهم آمده و مشغول گفتگو كردن و خندیدن بودند.
جوانان لاابالی در سوپرماركتهای خیابانهای اطراف میدان محسنی خصوصا خیابان بهروز ، همدیگر را به نوشیدنی ، چیس ، پفك و بستنی دعوت می كردند.
روسری برخی زنان و دختران آرایش كرده كه بعضا توری نازكی به صورت آزاد بر سر داشتند به دفعات می افتاد و پس از گذشت دقایقی دوباره آنرا به سر می گذاشتند. اكثر این زنان از جمله زنان خیابانی و مانكن ها بودند كه در پارتی و جمع های ناسالم به خودنمایی می پردازند.
برخی پسران بلند گیسو نیز علنا و به صورت آشكار دختران را در آغوش گرفته و صحنه های زشت و غیراخلاقی به وجود آوردند. 
موسیقی تند و محرك گروه نمایشی به بهانه اجرای تعزیه در میدان محسنی به حركت درآمد ، بر تحرك پارتی خیابانی دختران و پسران افزود. خصوصا حركت این گروه در میان جمعیت فشرده میدان محسنی وضعیت زننده ای از برخورد دختران و پسران به وجود آورد.
پس از اجرای این نمایش چند دختر بی حجاب كه روسری های آنها افتاده بود ، به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگیر شدند كه با پا در میانی برخی پسران (!) این درگیری خاتمه یافت .
حدود ساعت  21  سردار طلایی فرمانده نیروی انتظامی تهران در این مراسم حاضر شد اما دختران و پسران لاابالی درحالیكه هلهله سر می دادند با سوت و كف و شعار « طلایی دوستت داریم » به دنبال وی راه افتادند و دور میدان محسنی گشتند و او را هو كردند.
حدود ساعت  22  تعدادی از ماشین های نیروی انتظامی با استقرار در میدان محسنی ، از طریق بلندگو خواستار ترك تجمع كنندگان در این منطقه شدند. فرمانده میدان از طریق بلندگو گفت : انشاالله عزاداریهایتان قبول باشد! عزاداری خود را خراب نكنید و متفرق شوید. وی در مورد اینكه به كدام عزاداری اشاره می كند ، توضیحی نداد. 
تجمع كنندگان در پاسخ به هشدار نیروی انتظامی ، هو كشیدند و همچنان میدان محسنی و خیابانهای اطراف را مسدود نگه داشتند.
پس از این هشدار حداقل صدای  20  ترقه در این منطقه به گوش رسید كه از اولین انفجار دختران و پسران درحالیكه با دستان خود آسمان را نشان می دادند به بالا و پائین می پریدند و هورا می كشیدند.
تجمع كنندگان از صداهای انفجار نارنجكهای صوتی به شوق آمده و هیچ واكنشی نشان نمی دادند. پس از گذشت دقایقی همین افراد شلوغ می كردند تا دوباره نارنجك صوتی منفجر شود.
سرانجام ساعت آخر یكشنبه به دلیل بی تفاوتی نیروی انتظامی در توهین به اعتقادات مردم در شام غریبان حسینی ، جمعی از جوانان متدین و حزب اللهی براساس تكلیف شرعی ، این تجمع آلوده به فساد را جمع كردند و با محركان آن برخورد نمودند. متاسفانه برخی ماموران نیروی انتظامی به جای برخورد با عناصر مزاحم و فرصت طلب كه باورهای مردم را به مسخره گرفته و امنیت و آسایش مردم را سلب كرده بودند ، چند نفر از این جوانان متدین را بازداشت كردند ، اما با وساطت مردم و خانواده ها و شهادت دادن آنها ، آزاد شدند.
سپس از متفرق شدن تجمع كنندگان در میدان محسنی ، دختران و پسران جوان در خیابانهای اطراف و مناطق همجوار به عربده كشی پرداختند كه درگیریهای پراكنده ای نیز در این خیابانها رخ داد.
پس از این مراسم ، ترافیك سنگینی كه از غروب در این منطقه به خاطر بستن طولانی حداقل شش خیابان به وجود آمده بود تا دقایقی از بامداد به طول انجامید. این ترافیك در روزهای تعطیل و این ساعت از شب بی سابقه بود.
در حاشیه ...
میدان محسنی سابقه بسیار بد و آلوده ای از مراسم روشن كردن شمع و تجمع دارد. سال گذشته در همین مكان دسته زنجیرزنی دختران راه افتاد كه با اعتراضات گسترده ای مواجه شد . پس از حادثه  20  شهریور  1380  (11  سپتامبر آمریكا) نیز گروهی از همین تیپ دختران و پسران به دعوت حزب ایران پاك در میدان محسنی تجمع كرده و با روشن كردن شمع با آمریكائی ها همدردی نمودند!
در مراسم پریشب نیز دختران و پسران لاابالی درحالیكه قهقهه سر می دادند به بهانه شام غریبان ، شمع روشن كردند. عده ای از دختران به صورت زننده ای روی زمین ولو شده بودند و تعدادی دیگر از دختران و پسران در تاریكی اطراف میدان و خیابانها در نور كم شمع ، خلوت كرده بودند!
تعداد كمی خانواده نیز واقعا برای شركت در مراسم شام غریبان و روشن كردن شمع به یاد مظلومیت اهل بیت امام حسین (ع) آمده بودند اما فضای آلوده این مكان و سواستفاده این افراد بی بندوبار مانع عزاداری آنها شد.
تعدادی از همین جوانان لاابالی می گفتند عزاداری واقعا باید اینگونه باشد كه جوانان بیایند! عزاداری باید شاد باشد!
مجری این مراسم ، متاسفانه یكی از بازیگران صدا و سیما بود و انتظامات آنرا جوانانی با تیپ های غربی كه بی سیم و چفیه داشتند ، عهده دار بودند!
در نزدیكی این مراسم ، در حسینیه ارشاد نیز هاشم آغاجری كه به اتهام اهانت به پیامبر اسلام (ص ) و مقدسات اسلامی در همدان به اعدام محكوم شده بود به دعوت تندروهای دفتر تحكیم وحدت پیرامون شخصیت حضرت زینب (س) سخنرانی كرد. در شبهای قبل این مراسم ، حسن یوسفی اشكوری و محسن كدیور سخنرانی كردند.
پائین تر از حسینیه ارشاد حدود ساعت  24  تعدادی از دختران و پسران جوان در مقابل فرهنگسرای ارسباران (هنر) مشغول روشن كردن شمع بودند.
این گونه اقدامات ، بدعتهای خطرناكی است كه در مراسم معنوی و اصیل عزاداری حسینی وارد شده كه متاسفانه متولیان فرهنگ و ارزشهای اسلامی و همچنین امنیت عمومی مردم نسبت به این بدعتها راه بی تفاوتی برگزیده اند.
این حادثه مصیبت بار و نمایش ابتذال كه متاسفانه در شام غریبان حسینی در ام القرای اسلامی رخ داد ، نتیجه بی تدبیری نیروی انتظامی در برخورد با عناصر بی بندوبار و فاسد بود. سابقه میدان محسنی برای اینگونه مراسم روشن است چرا باید اجازه داد اعتقادات و مقدسات مردم به استهزا و توهین گرفته شود و بعد برای برخورد با آن متوسل به ابزارهای نظامی شد.
از مراسم مبتذل خیابان میرداماد در شب شام غریبان ، تعدادی عكاس و فیلمبرداری حرفه ای برای رسانه های غربی عكس و فیلم تهیه می كردند. آنها رسما به زبان می آوردند كه ما برای « دلار » كار می كنیم .
در عصر عاشورا شبكه تلویزیونی « بی . بی . سی » به جای پخش گزارشی از عزاداری حسینی به عنوان مهم ترین رویداد روزهای اخیر ایران ، اقدام به پخش گزارشی درباره وضعیت همجنس بازان در ایران و تحت فشار قرار داشتن آنها كرد!»
منبع: جمهوری اسلامی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

تجاوز 5 پسر به معلم جوان در جنوب تهران

 ربايندگان يك معلم مؤسسه خصوصى دخترانه كه با كشاندن وى به زمين كشاورزى درجنوب تهران، به او تجاوز كرده اند
ازسوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهند شد.
روز دوم‌ اسفندماه‌ سال‌ 82 دختر 22 ساله‌يي‌ به‌ نام‌ فهيمه‌ براي‌ رفتن‌ به‌ آموزشگاه‌ از منزل‌شان‌ در منطقه‌ شهران‌ خارج‌ شد و ديگر برنگشت‌. پدر فهيمه‌ كه‌ نسبت‌ به‌ سرنوشت‌ دخترش‌ نگران‌ شده‌ بود، به‌ كلانتري‌ 142 كن‌ رفت‌ و براي‌ يافتن‌ او تقاضاي‌ كمك‌ كرد.
فرداي‌ آن‌ روز پسر ناشناسي‌ با پدر فهيمه‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌: ما دخترتان‌ را گروگان‌ گرفته‌ايم‌ و بايد 450 هزار تومان‌ به‌ ما بدهيد تا فهيمه‌ را آزاد كنيم‌.
پدر فهيمه‌ قبول‌ كرد و شخا آدم‌ربا در ميدان‌ صادقيه‌ تهران‌ قرار ملاقات‌ گذاشت‌ تا پول‌ درخواستي‌ را تحويل‌ بدهد و دخترش‌ را آزاد كند،اما ابتدا موضوع‌ را با پليس‌ در ميان‌ گذاشت‌. كارآگاهان‌ به‌ او توصيه‌ كردند، با كيف‌ پول‌ در سر قرار حاضر شود و منتظر رسيدن‌ آدم‌ربا بماند. ساعتي‌ پيش‌ از فرا رسيدن‌ زمان‌ ملاقات‌، ماموران‌ در اطراف‌ محل‌ قرار كمين‌ كردند. بدون‌ اينكه‌ ديده‌ شوند.
اما پدر فهيمه‌ هر چه‌ به‌ انتظار ايستاد، خبري‌ از جوان‌ ناشناس‌ نشد.
او با نااميدي‌ و اضطراب‌ به‌ خانه‌ برگشت‌ و همان‌ شب‌ جوان‌ ناشناس‌ در يك‌ تماس‌ تلفني‌ به‌ او گفت‌: دخترت‌ هرگز به‌ خانه‌ برنمي‌گردد. ديگر منتظرش‌ نباشيد. پس‌ از گفتن‌ اين‌ جمله‌ فورا تلفن‌ را قطع‌ كرد. از سوي‌ ديگر، كارآگاهان‌ جست‌وجوي‌ گسترده‌يي‌ را براي‌ يافتن‌ دختر ربوده‌ شده‌ آغاز كردند تا اينكه‌ با گذشت‌ پنج‌ روز از اين‌ ماجرا، فهيمه‌ با پدرش‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌: من‌ در ميدان‌ آزادي‌ منتظرت‌ هستم‌ و از چنگ‌ آدم‌ربايان‌ فرار كرده‌ام‌. ماموران‌ همراه‌ با پدر فهيمه‌ به‌ ميدان‌ آزادي‌ رفتند و با دختر جوان‌ روبرو شدند. فهيمه‌ همان‌ موقع‌ همراه‌ ماموران‌ به‌ دايره‌ يازدهم‌ آگاهي‌ تهران‌ رفت‌ تا در آنجا شكايت‌ خود را مطرح‌ كند. ماموران‌ كنجكاو بودند كه‌ بدانند چه‌ بلايي‌ بر سر فهيمه‌ آمده‌ و چگونه‌ به‌ تنهايي‌ برگشته‌ است‌. فهيمه‌ كه‌ بشدت‌ ترسيده‌ بود ماجراي‌ ربوده‌ شدنش‌ را چنين‌ تعريف‌ كرد: روز دوم‌ اسفندماه‌ از آموزشگاه‌ بيرون‌ آمدم‌ تا به‌ خانه‌ برگردم‌. در ميدان‌ نور سوار خودرويي‌ شدم‌ كه‌ سه‌ سرنشين‌ داشت‌. هر سه‌ پسر جواني‌ بودند كه‌ يكي‌ از آنها در صندلي‌ جلو و ديگري‌ در صندلي‌ عقب‌ نشسته‌ بود. جوان‌ سوم‌ هم‌ رانندگي‌ مي‌كرد. در ميانه‌ راه‌ پسر جواني‌ كه‌ در صندلي‌ عقب‌ نشسته‌ بود، چاقويي‌ از جيبش‌ درآورد و به‌ پهلويم‌ فشار داد. مي‌خواستم‌ فرياد بزنم‌، اما دستهايش‌ را روي‌ دهانم‌ گذاشت‌ و مرا روي‌ صندلي‌ خواباند.
آنها در تاريكي‌ شب‌ به‌ سمت‌ يافت‌آباد راه‌ افتادند و مرا در منطقه‌ چهاردانگه‌ به‌ اتاقكي‌ در حاشيه‌ يك‌ زمين‌ كشاورزي‌ بردند.
به‌ آنها التماس‌ كردم‌ كه‌ با من‌ كاري‌ نداشته‌ باشند، اما هر سه‌ با زور وحشيگري‌ به‌ من‌ تجاوز كردند و بعد مرا در اتاقي‌ انداختند و زنداني‌ام‌ كردند.
فرداي‌ آن‌ روز هم‌ دو جوان‌ افغاني‌ كه‌ كارگر زمين‌ كشاورزي‌ بودند به‌ سراغم‌ آمدند و به‌ من‌ تجاوز كردند.
چند بار مي‌خواستم‌ خودم‌ را بكشم‌، اما نشد. مدت‌ چهار شبانه‌ روز در آن‌ خانه‌ كوچك‌ زنداني‌ بودم‌، تا اينكه‌ روز پنجم‌، سه‌ پسر جوان‌ براي‌ انجام‌ كاري‌ از آنجا رفتند، ساعتي‌ بعد به‌ سراغ‌ يكي‌ از كارگران‌ افغاني‌ رفتم‌ و با دادن‌ مقداري‌ پول‌ و زنجير طلايم‌ از او خواستم‌ كه‌ يك‌ اتومبيل‌ برايم‌ بگيرد. او هم‌ پذيرفت‌ و با گرفتن‌ پول‌ و زنجير طلا مرا سوار اتومبيل‌ كرد تا از آنجا بروم‌...
بعد از صحبت‌ هاي‌ فهيمه‌، كارآگاهان‌ به‌ منطقه‌ چهاردانگه‌ رفتند و دو كارگر افغاني‌ به‌ نام‌ اوصف‌ و شكور و پسرجواني‌ به‌ نام‌ مصطفي‌ )19ساله‌( را كه‌ راننده‌ اتومبيل‌ بود، دستگير كردند.
اوصف‌ و شكور به‌ تجاوز به‌ دختر جوان‌ اعتراف‌ كردند و مصطفي‌ در بازجويي‌ اوليه‌ گفت‌: من‌ راننده‌ بودم‌ و از ماجراي‌ آدم‌ربايي‌ خبر نداشتم‌ و يكي‌ از دوستانم‌ به‌ من‌ گفته‌ بود كه‌ در منطقه‌ ميدان‌ نور با دوست‌ دخترش‌ قرار دارد. من‌ هم‌ با آنها رفتم‌، اما وقتي‌ دختر جوان‌ سوار ماشين‌ شد. دوستم‌ با چاقو او را تهديد كرد و به‌ زمين‌ كشاورزي‌ برد. اما همين‌ جوان‌ در بازجويي‌هاي‌ بعدي‌ اعتراف‌ كرد كه‌ او نقشه‌ آدم‌ربايي‌ را مي‌دانسته‌ و به‌ دختر جوان‌ هم‌ تجاوز كرده‌ است‌.
كارآگاهان‌ با اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌، يكي‌ از همدستان‌ او به‌ نام‌ داود را كه‌ در ربودن‌ فهيمه‌ شركت‌ داشت‌ دستگير كردند. اما هنوز سومين‌ جوان‌ فراري‌ است‌.
پرونده‌ اين‌ آدم‌ربايي‌ به‌ شعبه‌ 77 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ فرستاده‌ شد و ديروز در دادگاه‌ مصطفي‌ و همدستش‌ داود به‌ ربودن‌ دختر و تجاوز به‌ او اعتراف‌ كردند.
اكنون‌ تلاشي‌ دوباره‌ براي‌ دستگيري‌ سومين‌ جوان‌ متجاوز آغاز شده‌ است‌ تا قاضي‌ دادگاه‌ حكم‌ خود را درباره‌ متهمان‌ صادر كند.

بنا به گزارش خبرنگار ما؛ پرونده اين جنايت سياه كه با توجه به اقرار صريح ربايندگان دختر جوان به تجاوز به عنف به نظر مى رسد آنان با مجازات اعدام روبرو شوند به شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شده است وقرار است ۵ قاضى به اتهامات هولناك عاملان جنايت سياه رسيدگى كنند.

منبع: ایران - اعتماد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

سکس پنهان کلامی در صدا و سیما

 

خبرگزاری مهر با انتشار یک یادداشت عجیب با امضای «عبدالله خدابنده» خطاب به «ضرغامی» نوشت:
متاسفانه شبکه اول سیما با تهیه و پخش سریال "کاکتوس" که سرشار از سکس کلامی پنهان، اما بسیار وقیحانه بود مبارزه با اخلاقیات رایج را مشروع کرد و طی این روزها با پخش سریال کاملا مبتذل "فرار بزرگ" حرکت ضداخلاقی خود را کامل نموده است.

خدابنده در این یادداشت سیاسی که  به طرز بی‌سابقه‌ای توسط یک خبرگزاری منتشر شده است، نوشته است: حتی اگر "فرار بزرگ" قادر بود تعریف درستی ازانقلاب و نیروهای درگیر درآن ارایه دهد، آیا بازمی شد از کنارابتذال حاکم بر سریال چشم پوشید؟ شاید مدیران محترم شبکه ملی استدلال کنند که ما یک مشت درباری رذل و فاسد را به تصویر کشیده ایم و چون آن افراد، آدمهای فاسد و مبتذلی بوده اند، ناچار شده ایم این فساد و ابتذال را نشان دهیم؟ و شاید افتخار کنند که ما مشت رژیم شاه را پس از سالها وا کرده و فساد حاکم بردربار را افشا نموده ایم و نیز شاید...
اما جناب ضرغامی، شما خود بهتر می دانید که این همه، توجیهات بی ارزش بیش نیست. نشان دادن یک مشت زن ومرد که دائما چشم این مرد دنبال زن آن یکی است، و چشم آن زن دنبال شوهر دیگری، چه توجیهی دارد؟ نشان دادن صحنه های تریاک کشی ، مشروب خوری، قمار، ورق بازی و ... چه دلیلی دارد؟ اینکه کاررا به جایی بکشانیم که اقدام به بوسیدن زن را نشان دهیم، ولو اینکه زن برای فرار از بوسیده شدن قاشق محتوی تخم مرغ را دردهان مرد بچپاند، چه جای دفاع دارد؟ نوشتن و اجرای دیالوگهایی که ذهن مخاطب را به زشت ترین صحنه های جنسی هدایت کند، چه توضیحی دارد؟ (مثل این دیالوگ که انوشیروان ارجمند در حضور معصومه تقی پور می گفت: "من می‌خرم ، فروش می‌کنم ، می‌خرم، فروش می‌کنم"، درحالیکه به سادگی می توانست به جای تکرارعبارت "فروش می کنم" از کلمه "می‌فروشم" استفاده کند. چرا حضرت آقا به جای اینکه بفروشد، اصرار دارد که فروش کند؟
خبرگزاری مهر در انتها پرسیده است: یک نفر نیست که از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کند؟ یک نفر نیست که مقابل این حرکتهای ضداخلاقی ویرانگر بایستد؟ پس شما چکاره‌اید، آقای ضرغامی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

دختر ۱۳ ساله قربانى هوس بازى مادر

 پرونده يك زن كه براى ارتباط با پسر جوانى دختر ۱۳ساله خود را در اختيار او قرار داده و از صحنه تجاوز به دخترش فيلمبردارى كرده بود، به اتهام زناى محصنه و معاونت در تجاوز به عنف به دادگاه كيفرى استان تهران رفت. اين زن ۳۲ساله براى اينكه رابطه اش با پسر ۲۵ساله قطع نشود دختر نوجوانش را مجبور به ازدواج با دوست خود كرده بود. هفته گذشته مردى با مراجعه به شعبه پنجم داديارى دادسراى جنايى تهران پرده از جنايت همسرش برداشت و در شكايتش گفت: همسرم سه سال است به صورت پنهانى با پسر جوانى ارتباط دارد و براى اينكه رابطه پنهانى اش فاش نشود، دختر ۱۳ساله ام را به زور در اختيار اين جوان قرار داده است. اين مرد ادامه داد: از مدتى پيش متوجه رفتار مشكوك همسرم شدم. رفتار او تغيير كرده بود و در زندگى سرد شده بود. به دنبال يافتن علت اين تغيير رفتار همسرم بودم كه از چهار ماه پيش دختر كوچكم نيز دچار تغيير رفتار شد.همسرم روزها در خانه را به روى دختر بزرگم قفل مى كند و همراه سميرا دختر ۱۳ساله ام به محل نامعلومى مى روند.شاكى افزود: از همسايه ها شنيده بودم كه همسرم با مرد جوانى ارتباط دارد ولى به اين موضوع اطمينان نداشتم. به همين خاطر همسرم را تعقيب كردم تا علت تغيير رفتار او و محلى كه با دخترم به آنجا مى رفتند را شناسايى كنم. اما همسرم چنان حرفه اى رفتار مى كرد كه من متوجه ماجرا نشوم. اين مرد در ادامه از دختر كوچكش ماجرا را پرسيد كه او سرانجام لب به اعتراف گشود و از رابطه پنهانى مادرش با جوان ۲۵ساله اى به نام احمد پرده برداشت. سميرا درخصوص رابطه مادرش با احمد و جنايت هاى مادرش به قاضى گفت: چهار ماه پيش يك روز مادرم دنبال من به مدرسه آمد و اجازه ام را از مدير گرفت. در راه متوجه پسر جوانى شدم كه هر جا مى رفتيم ما را تعقيب مى كرد. وقتى موضوع را به مادرم گفتم او در جواب گفت كه پسر جوان را مى شناسد و شروع به تعريف كردن از او كرد. وقتى ما به خانه آمديم پسر جوان نيز به آنجا آمد و مادرم من را در اختيار او قرار داد. پسر جوان كه مشخص شد اسمش احمد است به من تجاوز كرد. هر چه به او و مادرم التماس كردم هيچ اثرى نداشت. مادرم مى گفت احمد مى خواهد با تو ازدواج كند. دختر ۱۳ساله ادامه داد: پس از اين موضوع مادرم مجبورم كرد كه در برابر تجاوزهاى احمد مقاومت نكنم. حتى او يك بار در حالى كه احمد به من تجاوز مى كرد شروع به فيلمبردارى از صحنه آزار من كرد. با مطرح شدن اين شكايت قاضى احمد قندى زاده داديار شعبه چهارم دادسراى جنايى دستور بازداشت مادر جنايتكار و احمد را صادر كرد كه پس از يك هفته تجسس متهمان ديروز دستگير شدند. با بازداشت متهمان قاضى دستور بازرسى خانه احمد را صادر كرد كه در بازرسى خانه فيلم هايى از صحنه ارتباط پسر جوان با اين مادر و دختر كشف شد. قاضى پس از دستگيرى متهمان بازجويى از آنها را آغاز كرد كه احمد اظهار داشت: سه سال پيش يك روز در خيابانى در شرق تهران متوجه مزاحمت پسر جوانى براى اين زن شدم به همين خاطر در دفاع از زن جوان با آن پسر درگير شدم كه از آن روز رابطه پنهانى ما شروع شد. پس از سه سال زن جوان براى اينكه بتواند رابطه اش را با من نزديك تر كند تصميم گرفت كه دختر ۱۳ ساله اش را به عقد من دربياورد كه اين آغاز ماجرا بود. زن جوان نيز با انكار ادعاهاى احمد گفت كه در مقابل يك باشگاه با احمد آشنا شده و رابطه آنها در حد تماس تلفنى بوده است. قاضى قندى زاده پس از بازجويى از متهمان گفت: اين زن براى اينكه ارتباطش با احمد نزديك تر باشد دخترش را در اختيار متهم قرار داده بود كه پرونده احمد براى محاكمه به اتهام تجاوز به عنف و اين زن به اتهامات معاونت در تجاوز به عنف و زناى محصنه به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  | 

هشدار نسبت به آزار جنسي كودكان پسر در استخرهاي شنا

معاون اداره كل تربيت بدني استان تهران تاكيد كرد كه پسران خردسال و نوجوان براي شنا در سانس‌هاي آزاد، حتما با والدين خود به استخر بروند.
 حسن ميرزا‌آقا بيك، معاون ورزشي اداره كل تربيت بدني استان تهران در اين زمينه گفت: در طول سال مواردي از آزار جنسي كودكان در استخرهاي شنا به سازمان تربيت بدني گزارش و كاملا پيگيري ‌شده است، اما تعداد اين موارد بسيار كم است.
پسران خردسال و نوجوان براي شنا در سانس‌هاي آزاد، حتما با والدين خود به استخر بروند معاون ورزشي اداره كل تربيت بدني استان تهران با بيان اين كه هنوز در سال جاري اين حوادث گزارش نشده است، به والدين تاكيد كرد كه همراهي با كودكان در استخرهاي شنا كاملا ضروري است و خانواده‌ها تلاش كنند تا سانسهاي اختصاصي را براي كودكان انتخاب كنند.
وي درباره راهكارهاي مقابله با بروز چنين حوادثي گفت: سازمان تربيت بدني اقدام به برگزاري سانس‌هاي آموزشي مخصوص كودكان كرده است كه طي آن خردسالان در ساعات صبح در حضور مربيان به ورزش شنا مي‌پردازند، اما اين وضعيت در سانس‌هاي آزاد وجود ندارد؛ بطوري كه افراد بزرگسال و خردسالان در يك سانس شنا مي‌كنند.
وي با اعلام اين كه مسؤولان استخرها اقدام به مراقبت نامحسوس افراد در سانس‌هاي استخر مي‌كنند، گفت: مسلما ما در طي سال چندين مورد از اين دست حوادث داريم كه با آن‌ها برخورد شديد قانوني صورت مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط محمد جواد  |